الشيخ رسول جعفريان

661

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

است . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در ربيع الثانى سال نهم ، سريه‌اى را به فرماندهى امام على عليه السلام همراه يكصد و پنجاه نفر از انصار بدان سوى گسيل كرد . « 1 » در ميان اين افراد حتى يك تن از مهاجران نبود . اين سپاه تا نزديكى محل استقرار آنان رفت . در آنجا غلام سياهى را ديدند كه پس از تحقيق ، روشن شد كه براى آگاهى از حملهء احتمالى اصحاب محمد صلى الله عليه و آله و سلم مشغول گشت بوده است . او ابتدا آنان را به بيراهه برد ، اما پس از تهديد به سوى قبيله طى راهنمايى كرد . حملهء ناگهانى و غافلگير كننده سپاه امام عليه السلام سبب شد كه شمار زيادى از افراد قبيله به اسارت در آمده و شتران و گوسفندان فراوانى به غنيمت مسلمانان در آيند . از جمله اسيران ، خواهر عدى بن حاتم بود كه او را به مدينه آوردند . پس از غلبه بر قبيله ، امام به بتخانه رفته ، بت فُلْس را شكست و سه شمشير گرانبها به غنيمت گرفت . خواهر عدى ، در خانهء رمله دختر حارث « 2 » نگهدارى مىشد . هر بار كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم براى نماز از آنجا مىگذشت ، او به اشاره امام على عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم درخواست گذشت مىكرد ، تا آن كه آن حضرت ، او را مورد لطف خود قرار دادند . بعد از مدتى عدى بن حاتم كه در زمان حمله به شام گريخته بود ، به درخواست و تبليغ خواهرش ، به مدينه آمده و اظهار اسلام كرد . « 3 » در نقل ابن اسحاق آمده است كه عدى گفته بود : من پيش از اسلام نصرانى بودم . « 4 » بعدها عدى بن حاتم به صورت يكى از نزديكترين ياران امام على عليه السلام در آمد . او دو فرزندش را با يك چشم خويش در صفين به دفاع از آرمان امام از دست داد . زمانى كه عدى به مدينه آمد ، نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رفت و خود را معرفى كرد . حضرت او را همراه خود به خانه برد . عدى مىگويد : در راه پيرزنى با آن حضرت برخورد كه كارى با آن حضرت داشت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مدتى طولانى با او سخن مىگفت . من پيش خود گفتم : اين پادشاه نيست . در خانه نيز ، من را بر جاى مفروشى نشانده و خود روى زمين نشست .

--> ( 1 ) . با وجود صراحت منابع در فرماندهى امام ، يك قول آن است كه خالدبن وليد فرمانده اين سريه بوده ! نك : طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 322 ( 2 ) . خانهء رمله كه در نزديكى مسجد بوده مورد استفاده براى نگهدارى مجروحين جنگ و گاه اسيران و حتى ميهمانان بوده است . دربارهء ميهمانان نك : طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 315 ؛ وفد عبد القيس در آنجا پذيرايى شدند . و همچنين وفد تغلب نك : ص 316 و خولان ، ص 324 ( 3 ) . المغازى ، ج 3 ، صص 989 - 984 ( 4 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 4 ، صص 581 - 578 ؛ در ص 580 آمده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از او پرسيد : آيا تو از « ركوسيه » نيستى ؟ عدى گفت : آرى ؛ محقق سيره در پاورقى مىگويد : اينان قومى هستند كه دينى ميانه دين نصارا و صابئين دارند . به هر روى محتمل آن است كه صرفنظر از آن كه تودهء مردم قبيلهء طى بت پرست بوده‌اند كسانى به مسيحيت يا برخى فِرَق ديگر گرايش يافته‌اند .